در سکوتِ سیاهِ جنگل، تولهپلنگها چون فانوسهای زنده شکوفا میشوند، و خزِشان زیر درختان با درخششی سبز و وحشی میتپد. شب گویی نفسش را در اطرافشان حبس کرده است، نرم و آکنده از نور زمردی و خشخشِ برگهای نادیدنی. حتی سایهها هم هراسان به نظر میرسند.
اگر جنگل نور را نفس میکشید؟
سناریوهای بیشتر در این دستهبندی
حیوانات و تکامل
اگر جوجهها آهن میپوشیدند چه میشد؟
از دلِ شن، لاکپشتهای کوچکی سر برمیآورند، زرهپوش در فولاد سرد، و هر لاک، خورشید را چون تیغهای بازمیتاباند. گامهایشان…
کاوش
حیوانات و تکامل
اگر شاخهها رو به آسمان بودند؟
میمونها به صبح میپرند و در ابرها ناپدید میشوند، به اندامهای سفیدِ شناورشان چنگ میزنند، گویی آسمان جنگلی رویانده است. هوا…
کاوش
حیوانات و تکامل
اگر کتها را میشد خواند؟
در سراسر ساوانا، هر گورخر کدی زنده را با خود حمل میکند، و نوارهایش زیر آفتاب چون رازهای جوهری میدرخشند. هوا با صدای نرم کلیکِ…
کاوش