با لمسِ سرخس، جهان به عقب تا میخورد—چراغهای خیابان به فانوس بدل میشوند، آسفالت به خاک نرم میشود، و دیروز چون مه از زمین برمیخیزد. هوا بوی باران بر پوستِ کهنهی درختان را میدهد، و هر برگمانند با زمزمهای آرام از مکانی مینالد که هرگز قرار نبود به آن بازگردی. یک تماس، و زمان ردّ انگشتانش را بر پوستت بر جا میگذارد.
وقتی سبز به یاد میآورد
سناریوهای بیشتر در این دستهبندی
گیاهشناسی و طبیعت
وقتی که باستانیان جهانی را ریشهدار کردند
کهنترین درخت در سپیدهدم از هم میشکافد، و از ریشههای مدفونش سیارهای نو به هستی میبالد، در زیر خاک، خیس و سبز، درخشان. زمین…
کاوش
گیاهشناسی و طبیعت
وقتی جنگلها سرد میسوزند
جنگل در رگبارهای سفید فوران میکند، و هر شاخه بهجای شعله با یخزدگی تاجگذاری شده است. یخ میان کاجها با صدایی هیسمانند…
کاوش
گیاهشناسی و طبیعت
اگر آسمان میتوانست شکوفه دهد؟
فراتر از ابرها، باغهای پهناور بر ریشههای نامرئی شناورند و برگهای نقرهایشان با باد میچرخند. هوا بوی باران و آتش سبز میدهد؛…
کاوش